راه رفتن ر  وی آب :

این متن به خوبی در کنار زیاد کردن نان ها قرار گرفته است . این دو رویداد در بین روایات اناجیل با هم مرتبط بودند .یوحنا باز هم از اشاره ها و نمادهای سمبلیک استفاده می کند و کلیسا را همان قایق می داند یعنی شاگردان باید مسیر را در این قایق طی کنند . عیسی به تنهایی از کوه بالا می رود و شاگردان به جانب دریا پایین می آیند و به نظر می رسد این عزیمت یاد آور عزیمت خداوند به هنگام صعود یه آسمان است در حالی که شاگردان برای اعلام انجیل به سوی جهان می روند . شب آنها را در برمی گیرد و باد شدید دریا را به تلاطم درمی آورد و خداوند هنوز نزد ایشان نیامده است و تاریکی فرا رسیده زمان آزمایش است و شاید با غم انتظار برای ((بازگشت مسیح)) برای آمدن پرشکوه مسیح که این همه تاخیر کرده است همراه باشد .

شارگدان می بایستی در وسط دریا باشند  تا عیسی را که برای دیدن خاصان خود به کشتی نزدیک می شود بیند  . این دیگر کاملا" آن عیسی ناصری نیست بلکه هم اکنون مسیح برخاسته از مرگ می باشد . او به گونه ای به سوی آنها می آید او روی امواج راه            می رود و این راه رفتن قسمتی از کتای ایوب که قدرت خداوند را نشان می دهد:

 (( که به تنهایی آسمان ها را پهن می کند و بر موج ها ی دریا می خرامد )) ایوب باب    9   آیه   8

 

اعجاز در اعداد و نشانه ها :

اگر به دقت روایت زیاد کردن نان ها را مرور کنیم خواهیم دید که در متن کلمه نان 5  بار و کلمه ماهی   2    بار تکرار  می شود اما کلمه شوهر در روایت زن سامری که پنج شوهر داشته است نیز پنج بار تکرار می شود . اولین شاگردانی که خوانده می شونددو تن بودند و کلمه شاگرد دو بار تکرار می شود . به هنگام صید شگفت انگیز        ماهی که هفت شاگرد حضور دارند کلمه شاگرد هفت بار می آید . آیا قصد یوحنا آن نیست که توجه ما را به کلمه مهمی جلب نماید ؟  عدد هفت عددی است که بیش از دیگر اعداد در انجیل تکرار می شود . این عدد نشانه پری و کمال است . بدین ترتیب مرد   افلیج کنار استخر بیت حسدا هفت بار سالم نامیده می شود . در روایت کور مادرزاد فعل بینا کردن چشم هفت بار تکرار می شود که در آخرین اشاره ، کلمه کاملا" به آن اضافه گردیده است . در باب چهارم آیه   52  می گوید ساعت هفتم ساعت پیروزی بر مرگ است و اگر در شام بعد از رستاخیز (  باب   21 )  هفت شاگرد حضور دارند دلیلش این است که جمیع شاگردان در زمان آخر به ملاقات عیسی خوانده شده اند . عدد شش , علامت نقص ، کمبود و ضعف است . در قانا  برای تطهیر یهودیان فقظ شش خمره سنگس وجود دارد زیرا عیسی  آمده است تا پاگی قدیم را تجدید نماید . در انجیل فقط به شش عید یهودی اشاره می شود ، زیرا گذر جدید جایگزین همه شده است . در باب     5    آیه   31   تا    47  می گوید :

(( ایمان یهودیان کامل نیست و بنابراین فعل باور کردن شش مرتبه به کار گرفته میشود . ))

عیسی شش بار  ((این مرد)) نامیده می شود . انسانیت وی ضعیف و آسیب پذیر بوده و نمی تواند تمامیت او را مشخص  نماید . در ششمین ساعت عیسی احساس خیتگی می کند و در ششمین ساعت او به پیلاطس تسلیم می شود .

خون و آب :  یوحنا ( 19-31-37)

عیسی مرد و تدفین شد و در روز سوم برخاست ) (1- قرن 15: 3-4) اینها سه نکته اصلی تعالیم رسولات هستند . هر چهار انجیل نگار ارزش این سه عمل را که تشکیل دهنده ارکان ایمان هستند کاملا" روشن ساخته اند .

میان مرگ و تدفین :

سه نگارنده اصلی اناجیل نظیر در فاصله بین روایت رنج و رایت تدفین دو ملاحظه مهرم را درج کرده اند : آنها از یک سو به فریاد اسمان یوز باشی و از سوی دیگر به حضور سکوت بار دسته ای از زنان در پای صلیب اشاهر می نمایند . این اشاره که در روایت تدفین نیز تکرار می شود پیوستگی میان مرک ، تدفین و رستاخیز را برقرامی کند . یوحنا قبل از اینکه بگوید عیسی ( جان داد ) (19:30) از مادر عیسی و شاگرد محبوب وی و زنان دیگر سخن گفته بود ، بنابراین نباد به این موضوع بازگردد اما او هم چون انجیل نکاران نظیر چند آیه را میان مرگ و تدفین قرار می دهد ، آیاتی کع از یک حرکت حکایت کرده آن را تفسیر می نمایند . این حرکت ، حرکت یک سرباز است و تفسیر آن آشکارا برای انجیل نگار اهمیت به سزایی دارد . ( 19:35)

وظیفه سرباز روشن است . روز به پایان خود نزدیک می شد و از غروب آفتاب به بعد گذر فرا می رسید که روزی بود که نمی شد در طی آن جسدی را در معرض دید باقی گذارد . بنابراین جان سپردن سه نفر محکوم به مرگ مهم بود . در این گونه موارد عادت بر این است که برای تسریع مرگ محکومان ، ساق پاهای آن ها شکسته می شد  و اینکار در مورد دو راهزن عملی شد و سرباز طبعا" می بایست نسبت به عیسی عمل مشابهی را انجام دهد اما علایم زندگی در بدن وی دیگر مشهودد نبود ، بنابراین شکستن ساق پاهای وی بی فایده بود . با این وجود سربازی دیگر با هدف گیری قلب وی نیزه اش را به پهلوی وی زد که ( در دم از آن خون و آب بیرون آمد ) (19:34) نتیجه ای که حاصل شد بسیار روشن است : عیسی جان سپرده است.

 

رود اردن و صلیب :

چرا یوحنا بر این امر تاکید می کند که آب و خون از پهلوی عیسی خارج شد ؟ تشریح این امر را بر عهده پزشکان می گذاریم چون ظاهرا" این مطلب آنقدر ها مهم نیست که فکر انجیل نگار را به خود مشغول بدارد . هدف وی چیز دیگری است :             (     و آن کسی که دیده است و شهادت می دهد و شهادت او راست است او می داند که راست می گوید تا شما هم ایمان بیاورید ) ( 19:35)

در نظر اول انسان شاید بتواند تصور کند که هدف یوحنا این بود که جان سپردن عیسی را به گونه ای جامع تر آشکار نماید . زیرا اگر مرگی در کار نبود رستاخیز نیز نمی توانست به وقوع بپیوندد . اما عیسی حقیقتا" مرده است . اکنون یوحنا در اولین رساله خود ، دوباره از آب و خون سخن می گوید :

( پیروز مند بر جهان چه کسی است ؟

غیر از آن  که ایمان  دارد   که عیسی  پسر خداست ؟

و اوست    که به آب و خون آمد یعنی عیسی مسیح :

نه فقط   به آب  

بلکه به آب و خون ) ( 1- یو5:5-6)

این دو متن یعنی متن انجیل و متن رساله مطابقت هایی با یکدیگر داردند اما متن رساله روشن تر از متن انجیل است . دو بار ( آشکار ) شده عیسی به معنای دو حالتی است که یکی از آنها توسط آب و دیگری به وسیله خون مشخص می شود و در اینجا منظور آشکارا رود اردن و صلیب است . از آنجا که خون و آبی که از پهلوی عیسی می جهد علامت مریی این است که ماموریت عیسای نجات دهنده به اتمام رسیده است . به نظر می آید که دو جمله ای که یوحنا در انجیل خود نقل می نماید ، دو جمله ای که گر چه در نظر اول گمراه کننده اند ، ولی همین امر را آشکار می سازند .(ادامه دارد)