X
تبلیغات
.:. پیک بشارت .:. - عرفان
ابراهیم ادهم: وقتی غلامی خریدم، از او پرسیدم:

چه نامی؟ گفت: تا چه خوانی؟

گفتم: چه پوشی؟ گفت: تا چه پوشانی؟

گفتم: چه کار کنی؟ گفت: تا چه کار فرمایی؟

گفتم: چه خواهی؟ گفت: بنده را با خواست چه کار!

پس با خود گفتم: ای مسکین تو در همه عمر خدای تعالی را چنین بنده بوده ای؟

این حکایت را نوشتم تا اگر احیانا کسی از ما دانشجویان ادیان و عرفان خواست که یه داستان از تذکرة الأولیاء بگیم، کم نیاریم؟؟؟

چی ، برای رضای خدا بنویسم؟ اتفاقا اینکه می خوام آبرویمان نره، برای خدا نیست؟ اما برای اینکه دلتون نشکنه این حکایت رو برای رضایی خدا نوشتم.

پاشو یالله! تنبلی نکن، چندتا حکایت هم شما بنویس! ننوشتی هم ننوشتی!!!

+ نوشته شده توسط مجید رضائی در جمعه 13 بهمن1391 و ساعت 16:13 |

 

متن کتاب اللمع فی التصوف با فرمت PDF

در ضمن متن وردی این کتاب نیز در دسترس می باشد.

+ نوشته شده توسط مجید رضائی در چهارشنبه 29 آذر1391 و ساعت 19:7 |

 

هوالحکیم

به بهانه تولد حضرت عیسی ابن مریم علیه السلام

«پند حکیم»

دنیا و دنیا پرستی در نزد اهل آخرت آن قدر مذموم و ناپسند است که آنان در پندهای خود به اهل دنیا کوشیده اند با بیانات تکان دهنده خویش چنین افرادی را از خواب غفلت بیدار کنند.

عیسی بن مریم (علیهما السلام) نیز در خلال سخنان حکیمانه خود، به منظور بیدار نمودن اهل دنیا به این موضوع پرداخته و می‌فرماید:

"وای بر شما ‌ای دنیا پرستان! مگر شما را به خاطر علم بر همه خلائق عالم برتری نداده اند؟! آنگاه شما آن را به دور انداخته اید و به آن عمل نکرده اید و رو به دنیا آورده اید؟

به انگیزه‌های دنیوی حکم می‌کنید و برای رسیدن به لذات دنیا زمینه سازی می‌کنید و آن را بر آخرت ترجیح می‌دهید و آبادش می‌کنید.

پس تا کی باید برای دنیا باشید و خدا هیچ سهمی از شما نداشته باشد؟!

نزدیک است دنیا شما را از بیخ و بن برکنده و واژگونتان سازد...

آنگاه که روز جزا فرا رسد، در حالی که گناهانتان شما را از جلو می‌کشند و علم هم با خواری تمام، از پشت سر هلتان می‌دهد، تحویل ملک عذاب می‌شوید؛ در حالی که تنها و بی یار و یاور هستید و شما را به کیفر اعمال زشتتان می‌رسانند."(1)

آری کلمات حکیمانه حضرت مسیح (علیه السلام)این گونه به ما می‌آموزد که انسان به هر میزان تمایل به دنیا پیدا کند، طبیعی است که به همان میزان از آخرت دور می‌شود.

 انسان عاقل از وسائل زندگی این جهان زودگذر به مقدار ضرورت بهره می‌برد و این دنیا را مقدمه‌ای برای رسیدن به آخرت می‌داند. این چنین شخصی در آن مقدار استفاده ضروری هم آن چه از تجمل دورتر است، بر می‌گزیند تا به کوری و نابینایی چشم دل مبتلا نشود.در همین زمینه، حضرت عیسی (علیه السلام) می‌فرماید: "به اموال دنیاداران نگاه نکنید که درخشش اموالشان نور ایمانتان را می‌برد."(2)

باشد که پندهای حکیمانه عیسی بن مریم (علیهما السلام) سرمشق بشریت گردد...

(برگرفته از کتاب "موعظه"، تالیف: "آیت الله سید محمد ضیا آبادی" (با تلخیص و اضافات))

پاورقی ها:

1ـ تحف العقول، قسمت مواعظ المسیح

2ـ قال عیسی بن مریم (علیه السلام): "لا تنظروا الی اموال اهل دنیا فان بریق اموالهم یذهب بنور ایمانکم" (المحجة البیضاء، جلد 7، صفحه 328)

+ نوشته شده توسط فاطمه سادات نکوئی در شنبه 3 دی1390 و ساعت 12:7 |

چراباوجودیورش تازیها تمدن کهن مصر عرب شد ولی ایرانیان نشدند؟
فردوسی می گوید: مردمی که درراستای خوارشماری،عجم یعنی کندزبان نامیده می شدند، من با این رزمنامه ی ملی که به پارسی سره سرودم، شناسنامه ی ملی اش را نوشتم و به دست تاریخ سپردم...؛ و درست می گوید؛ بدون فردوسی امروز کجا بودیم و با چه زبانی سخن می گفتیم ؟
روزی از حسنین هیکل پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه ی درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؛ گفت ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم
محمد حسنین هیکل روزنامه نگار و نویسنده مشهور مصری ما هم اگر فردوسی را نمی داشتیم امروز همانند مردمان مصر و سوریه و اردن و فلسطین و عراق و حبشه و بسیاری از مردمان دیگر عرب زبان می شدیم؛ اینها هیچ کدامین شان عرب نبودند.
زور شمشیر و نداشتن فردوسی ها آنان را عرب زبان کرد؛ اما ما عرب زبان نشدیم نه برای اینکه شمشیری در کار نبود؛ و نه برای اینکه به گناه فارسی گویی زبان را از دهان بیرون نمی-کشیدند که می کشیدند؛ تنها برای اینکه ما فردوسی را داشتیم و دیگران نداشتند
جهان كرده ام از سخن چون بهشت
ازين بيش تخم سخن كس نكشت
بناهاي آباد گردد خراب
زباران و از تابش آفتاب
بسي افكندم از نظم كاخي بلند
كه از باد و باران نيابد گزند
نميرم، ازين پس، كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراگنده ام

+ نوشته شده توسط تیم پیک بشارت در چهارشنبه 18 خرداد1390 و ساعت 18:20 |
 

  تقدیم به استاد گرانقدرمان آقای دکتر آریا که این سروده ی اقبال لاهوری را دوست می دارد.

 

مریم از یك نسبت عیسى عزیز               از سه نسبت حضرت زهرا(س) عزیز

نور چشم رحمة لّلعالمین                     آن امام اوّلین و آخرین

آنكه جان در پیكر گیتى  دمید                          روزگار تازه آیین آفرید

بانوى آن تاجدار هل أتى                         مرتضى مشكل گشا، شیرخدا

پادشاه و كلبه اى ایوان او                       یك حسام و یك زره سامان او

مادر آن مركز پرگار عشق                        مادر آن كاروان سالار عشق

آن یكى شمع شبستان حرم                              حافظ جمعیت خیر الامم

تا نشیند آتش پیكار و كین                            پشت پا زد بر سر تاج نگین

در نواى زندگى سوز از حسین(ع)                  اهل حق حرّیت آموز از حسین(ع)

سیرت فرزندها از امّهات                           جوهر صدق و صفا از امّهات

مزرع تسلیم را حاصل بتول                             مادران را اسوه كامل بتول

بهر محتاجى دلش آنگونه سوخت                      با یهودى چادر خود را فروخت

نورى و هم آتشى فرمانبرش                            كه رضایش در رضاى شوهرش

آن ادب پرورده ى صبر و رضا                          آسیاگردان و لب قرآن سرا   

گریه هاى او ز بالین بى‌نیاز                          گوهر افشاندى بدامان نماز

اشك او برچید جبرئیل از زمین                     همچو شبنم ریخت بر عرش برین

رشته ى آیین حق زنجیر پاست                      پاس فرمان جناب مصطفى است

ورنه گرد تربتش گردیدمى                    سجده ها بر خاك او پاشیدمى

 

+ نوشته شده توسط فاطمه سادات نکوئی در جمعه 16 اردیبهشت1390 و ساعت 19:0 |
 

هوالحکیم

سلمان فارسي که رحمت خدا بر او باد، مي‌گويد: وقتي که پيامبر (ص) در شان علي (ع) فرمود: من شهر علم هستم و علي، دروازه آن شهر است، منافقان در مورد علي (ع) حسادت شديد ورزيدند و بين خود توطئه کردند تا علي (ع) را در همين مورد (علم) به نظر واهي خودشان، درمانده کنند. توطئه آنها اين بود که چندنفر هرکدام جداگانه نزد علي (ع) بروند و سوال کنند: علم بهتر است با ثروت؟ گفتند: اگر وي در پاسخ هر کدام يکسان پاسخ گفت، مي‌فهميم که علم او اندک است و اگر پاسخ هرکدام را به‌گونه‌اي داد که با پاسخ‌هاي ديگر تفاوت داشت، ديگر در اين راستا راهي براي عيب‌تراشي و انتقاد از او نداريم. اين توطئه به اين ترتيب اجرا شد که يکي‌يکي آمدند و هرکدام جداگانه از آن حضرت سوال کردند.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فاطمه سادات نکوئی در جمعه 26 فروردین1390 و ساعت 20:49 |

ديوان‏ فيض كاشانى    ج‏2    914   
  اى يار مخوان ز اشعار الّا غز ل حافظ                     اشعار بود بى‏كار الّا غزل حافظ
    در شعر بزرگان جمع كم يافت شود اين دو              لطف سخن اسرار الّا غزل حافظ
     استاد غزل سعديست نزد همه كس ليكن             دل را نكند بيدار الّا غزل حافظ
        صوفيه بسى گفتند درّهاى نكو سفتند                 دل را نكشد در كار الّا غزل حافظ
          در شعر بزرگ روم اسرار بسى در جست               شيرين نبود اى يار الّا غزل حافظ
           آنها كه تهيدستند از گفته خود مستند                   كس را نكند هشيار الّا غزل حافظ
             غواص بحار شعر نادر «1» به كفش افتد                   نظمى كه بود درّ بار الّا غزل حافظ
               شعريكه پسنديده است آن است كه آن دارد             آن نيست به هر گفتار الّا غزل حافظ
                 اى فيض تتبع كن طرز غزلش چون نيست                شعرى كه بود مختار الّا غزل حافظ

+ نوشته شده توسط سید ابراهیم میرکاظمی در سه شنبه 16 فروردین1390 و ساعت 0:24 |

و با حذف مباني تفکر ديني بنياد تمدن غرب در بحران معنويت متزلزل گشت. تاثير تمدن و تکنولوژي جديد بر دگرگوني و بهتر شدن وضع زندگي مادي بشر را هرگز نمي توان دور از نظر داشت اما اين واقعيت تلخ را نيز نمي توان کتمان کرد که تمدن مدرن يکي ازعوامل غفلت آدميان از اصلي ترين ساحت وجودي خود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید ابراهیم میرکاظمی در یکشنبه 22 اسفند1389 و ساعت 0:2 |

در ادامه درج سوالات آزمون دکترای امسال، توجه شما را به سوالات درس عرفان و کلام این آزمون جلب می کنم.

عرفان: ۱- ویژگیها و شخصیتهای برجسته تصوف در قرن ۴ و ۵ را بنویسید. ۲- حضرات خمس الهیّه را در عرفان اسلامی توضیح دهید.   ۳- اصطلاحات: فرق اول و ثانی، محبین و محبوبین، صحو و محو را به اختصار توضیح دهید. ۴- ابیات زیر را تفسیر کنید: من و تو عارض ذات وجودیم*** مشبکهای مشکات وجودیم *** و.....

کلام و فرق:   ۱- دیدگاه اشاعره را در مورد صفات الهی و نوع رابطه آنها با ذات توضیح دهید.    ۲- نظر معتزله درباره مفهوم ایمان و رابطه عمل با آن را شرح دهید.    ۳- کیسانیه به چه کسانی می گویند و عقاید مهم ایشان را نام ببرید.     ۴ -نظریه تاریخ دوره ای اسماعیلیان را توضیح دهید.

البته یک متن به انگلیسی داده بودند که باید ترجمه می شد و دو متن هم به عربی که علاوه بر ترجمه باید اعراب گذاری نیز می شد.

موفق باشید.

+ نوشته شده توسط مجید رضائی در پنجشنبه 5 اسفند1389 و ساعت 10:20 |

رسیدن به کمال*

*در نیویورک، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به
بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای
شنوندگان آن فراموش نمی شود... او با گریه گفت: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟
هرچیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که
بقیه بچه ها می تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه
بچه ها بیاد بیاره.کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه
و اندوهگین شدند ... پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای
شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی می گذارد که دیگران با
اون رفتار می کنند *

*و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت: *

*یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم می زدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی
می کردند. شایا پرسید : بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر شایا می
دونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمی خوان، اما
او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها می
کنه. پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید : آیا شایا می تونه بازی کنه؟! اون
بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش
گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. فکر می کنم اون بتونه در تیم
ما باشه و ما تلاش می کنیم اونو در راند 9 بازی بدیم....*

*درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه می دونستند که این غیر ممکنه
زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همینکه شایا برای زدن ضربه
رفت ، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی اروم بیاندازه که شایا حداقل
بتونه ضربه ارومی بزنه...اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد!
یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن
ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و اروم توپ رو انداخت. شایا و هم
تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و می
تونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون می رفت و بازی تمام می شد...اما
بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند :
شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!! تا به حال شایا به خط اول ندویده بود!
شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول
رسید، بازیکنی که اونجا بود می تونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و
شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو
بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند : بدو به خط 2، بدو به خط 2 !!! شایا
بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه
زده بودند.. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند : برو به 3 !!! وقتی به
3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...!
شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند
مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...*

*پدر شایا درحالیکه اشک در چشم هایش بود گفت: *
*اون 18 پسر به کمال رسیدند... *

*این روتعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم *
*هیچ کدوم ما کامل نیستیم و جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم *
*اطرافیان ما هم همین طورند *
*پس بیاید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقص
هامون خرد نکنیم *
*بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم اطرافیانمون رو*

 

آسمان فرصت پرواز بلندی است

 

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی

+ نوشته شده توسط الهه تبریزی در پنجشنبه 28 بهمن1389 و ساعت 17:52 |

تو که آدم بشو نیستی!

میرزا جواد آقا احساس می کرد که مرحوم آخوند توجهی به او نمیکند. روزی عرض کرد: « آقا من به امید رسیدن به کمال خدمت شما رسیده ام. چرا عنایتی نمی فرمایید؟» آخوند فرمود:« تو که آدم بشو نیستی! میبینم هنگام وارد شدن در مجلس نقطه خاصی را در نظر میگیری!» از آن روز به بعد٬ پای میرزا جواد به بالای هیچ مجلسی نرسید.

* انگار بیشتر از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره)٬ مخاطب جمله مرحوم آخوند هستیم!

منبع: کتاب بیقرار/ موسسه شمس الشموس.

+ نوشته شده توسط مهدی طوقانی در یکشنبه 17 بهمن1389 و ساعت 10:7 |
 

هوالحکیم

 

در دوره‌های تاریخی و علمی متفاوت افرادی مختلف با ديدگاه‌های گوناگون  به نقد و يا حاشيه و شرح متنی یا کتابی می پردازند که در طی قرن‌های مختلف مورد استقبال قرار گرفته است.

آثار عرفانی ابن‏عربی از جمله كتاب‌هايی است كه بيشترين توجه را برای شرح و تعليقه برخوردار بوده است. چنانكه عده‌ای از شارحان فصوص عقايد ابن عربی را به صورت كتاب هايی مستقل با شرح و توضيحات به رشته تحریر درآورده اند. در میان آثار عرفانی ابن‏عربی، کتاب فصوص‏الحکم از ویژگی‏های خاصی برخوردار است. این اثر بسیاری از ظرافت های معارف دینی و اسرار و رموز عرفان نظری را بیان نموده است و تأثیر غیرقابل انکاری در سیر اندیشه معنوی مسلمانان نهاده و سال‏های متمادی در مجامع علمی از مهم‏ترین کتب درسی در عرفان نظری به شمار آمده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فاطمه سادات نکوئی در شنبه 18 دی1389 و ساعت 23:7 |
این هم تحقیق خانم قندی .متاسفانه برای ایشون اتفاقی افتاده بود که نتونستن به موقع این رو به دست دوستان برسونن.

* به نام پروردگار هستی بخش*

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست                                                                   منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

منزل و محل جانان عاشق کجاست و سحر که پاکترین دم ها در طول شبانه روز است . خاصیت عشق رنج دادن عاشق است و معشوق باید او را به مذبح عشق قربانی کند  .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه تبریزی در جمعه 17 دی1389 و ساعت 18:19 |

((به نام حضرت دوست  که هرچه هست از اوست))

معنی لغوی و اصطلاحی فتوت:

لغتی عربی است به معنی جوانی و شباب و حرکات مناسب دوران جوانی .این لغت از کلمه فتی مشتق گردیده است که جوان و گاه خدمتکار و یا همراه معنی می دهد .پس فتی جوان و جوانمرد نیکوخوی است و فتوت آئین و مسلک جوانمردی و مروت.[1]

در اصطلاح فتوت اسمی است که به مجموعه ای از فضایل به ویژه کرم ،بخشش،مروت،شجاعت دلالت دارد و فتیان با این ویژگیها از دیگران ممتاز می شوند[2].در عصر جاهلیت فتی  فردی بود در کمال اخلاق و انسانیت و فضیلت ویا اینکه در دو خصلت سخاوت و شجاعت سر آمد بودو آرزویش محافظت از شرف و حیثیت خود و قبیله[3].مشتقات این واژه ده بار در قران آمده است که سه بار آن به جوانمردی حضرت ابراهیم ،حضرت یوسف و اصحاب کهف اشاره نموده است ولی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم همتی در جمعه 19 آذر1389 و ساعت 18:59 |
f_2i_7501m_bb4bfe8

سلام بر ستاره‎های سوخته بر اندام دشت!

سلام بر بدن‎های چاک چاک!

سلام بر خورشیدهای بر نیزه!

سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید ابراهیم میرکاظمی در یکشنبه 14 آذر1389 و ساعت 23:49 |

دانلود تحقیق عدل الهی - خانم استاد باقر

دانلود تحقیق بودا - خانم استاد باقر

دانلود تحقیق: سنگهه در دین بودا - مجید رضائی

دانلود تحقیق: کلام اسلامی - تعاریف و ویژگیها - مجید رضائی

دانلود تحقیق: آثار عرفانی فارسی قرن ۷ در آسیای صغیر - مجید رضائی

+ نوشته شده توسط مجید رضائی در جمعه 12 آذر1389 و ساعت 15:18 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی طوقانی در چهارشنبه 26 آبان1389 و ساعت 11:38 |

.:. هر لحظه با گذشته وداع کن.در دنیای ناشناخته بمیر تا به دنیای ناشناخته راه یابی، با مردن و لحظه به لحظه تولد یافتن خواهی توانست زندگی را زندگی کنی و مرگ را نیز هم!.:.

.:. تلاش نکن که زندگی را بفهمی،زندگی را زندگی کن! تلاش نکن عشق را بفهمی، عاشق شو!.:.

این جملات از آن کسی است که رخت از این جهان بر بسته ولی آثارش همچنان پابرجا و موثر بر جهان می باشد. او چون بودایی در عصر حاضر و پس از رسیدن به سمادهی مشتاقانه در راه نجات و رهایی انسانها کوشید. اگر چه پدر و مادرش بر مذهب جینسم بودند ولی او فارغ از هر کیش و مذهبی حقیقت را واحد معرفی کرده و کنه و ذات همه ادیان را یک امر واحد می داند. صرف نظر از قضاوت پیرامون او این کلامش هست که توام با عمل توانسه بر قلوب میلیونها آسیایی اروپایی و افریقایی سیطره یابد. همو که رقصش پیش از آغاز سخنرانی ما را یاد مراسم سماع عرفای مسلمان می اندازد

او کسی نیست جز ......... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید رضائی در پنجشنبه 20 آبان1389 و ساعت 11:5 |

خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان كه از عدم به وجود آمده باشد؛ با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه اى كه همنشين و نزديك او باشد؛ غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان كه از او دور باشد. كننده كارهاست ولى نه با حركات و ابزارها. به آفريدگان خود بينا بود، حتى آن زمان ، كه هنوز جامه هستى بر تن نداشتند. تنها و يكتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده كه فقدانش ‍ موجب تشويش گردد. موجودات را چنانكه بايد بيافريد و آفرينش را چنانكه بايد آغاز نهاد. بى آنكه نيازش به انديشه اى باشد يا به تجربه اى كه از آن سود برده باشد يا به حركتى كه در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى كه موجب تشويش شود. آفرينش هر چيزى را در زمان معينش ‍ به انجام رسانيد و ميان طبايع گوناگون ، سازش پديد آورد و هر چيزى را غريزه و سرشتى خاص عطا كرد. و هر غريزه و سرشتى را خاص كسى قرار داد، پيش از آنكه بر او جامه آفرينش پوشد، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پيچ و خم هر كارى را مى دانست .
آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت وزنده توفان زاى نهاد. و فرمان داد، كه بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ريزد، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند. هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت . (و تا آن آب در تموج آيد)، باد ديگرى بيافريد و اين باد، سترون بود كه تنها كارش ، جنبانيدن آب بود. آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند، از جايگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج ، وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان كه مشك را مى جنبانند، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه اى بر آن مى وزيد، كه در جايى تهى از هر مانع بوزد. باد آب را پيوسته زير و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد، آنسان كه از شير، كره حاصل شود. آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد. در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد. و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى هيچ ستونى كه بر پايشان نگه دارد يا ميخى كه اجزايشان به هم پيوسته گرداند. سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناك پديد آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت ، هر يك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرك .
سپس ، ميان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه گون فرشتگان پر نمود.

+ نوشته شده توسط حمیده احمدی در چهارشنبه 12 آبان1389 و ساعت 10:1 |
هر که دلارام دید از دلش آرام رفتیاد تو می​رفت و ما عاشق و بی​دل بدیمماه نتابد به روز چیست که در خانه تافتمشعله​ای برفروخت پرتو خورشید عشقعارف مجموع را در پس دیوار صبرگر به همه عمر خویش با تو برآرم دمیهر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوختما قدم از سر کنیم در طلب دوستانهمت سعدی به عشق میل نکردی ولی چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفتپرده برانداختی کار به اتمام رفتسرو نروید به بام کیست که بر بام رفتخرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفتطاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفتحاصل عمر آن دمست باقی ایام رفتآخر عمر از جهان چون برود خام رفتراه به جایی نبرد هر که به اقدام رفتمی چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
+ نوشته شده توسط مجید رضائی در سه شنبه 4 آبان1389 و ساعت 12:11 |

بدون شك حافظ درخشانترين ستاره فرهنگ فارسي است: در طول اين چند قرن تا امروز هيچ شاعري به قدر حافظ در اعماق و زواياي ذهن و دل ملت ما نفوذ نكرده است.
 او شاعر تمامي قرن‌هاست و همه قشرها از عرفاي مجذوب جلوه‌هاي الهي تا اديبان و شاعران خوش ذوق، تا رندان بي‌سر و پا و تا مردم معمولي هركدام درحافظ، سخن دل خود را يافته‌اند و به زبان او شرح وصف حال خود را سروده‌اند شاعري كه ديوان او تا امروز هم پر نشرترين و پر فروش‌ترين كتاب بعد از قرآن است و ديوان او در همه جاي اين كشور و در بسياري از خانه‌ها يا بيشتر خانه‌ها با قداست و حرمت در كنار كتاب الهي گذاشته مي‌شود.
شاعري كه لفظ و معنا و قالب و محتوا را با هم به اوج رسانده است و در هر مقوله‌اي زبده‌ترين و موجزترين و شيرين‌ترين گفته را دارد.

+ نوشته شده توسط تیم پیک بشارت در سه شنبه 20 مهر1389 و ساعت 17:40 |
الله اکبر به این ماه عظیم وبه برکاتش ، الله اکبر به مناجاتهای این ماه ولی صد حیف که تمام شد واز چند ساعت دیگه شیطان آزاد میشه ولی من نتونستم شیطان درونم را زنجیرش کنم .فقط میتونم بگم :ای ائمه طاهرین اگه وجود نازنین شما نبود من بلد نبودم با خدا چطور حرف بزنم ومناجات کنم  . این دعای ۴۵ صحیفه سجادیه عجیب دعایی است که میخواستم یک قسمتهایی از اونو انتخاب کنم ولی نتونستم .اگر دوستان میتونن با آمادگی یک بار مرور کنن واگر حالی پیدا کردین برای دیگران ومن حقیرم دعا کنید که خیلی محتاجم .

اللّهُمّ إِنّا أَهْلُ هَذَا الشّهْرِ الّذِي شَرّفْتَنَا بِهِ، وَ وَفّقْتَنَا بِمَنّكَ لَهُ حِينَ جَهِلَ الْأَشْقِيَاءُ وَقْتَهُ


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید ابراهیم میرکاظمی در پنجشنبه 18 شهریور1389 و ساعت 4:41 |

در ماهی قرار داریم که کمتر از ۳۰ روز دیگر، دور هم جمع شدنها و گل گرفتن بحثهای دانشجویی فرا می رسه!

ماه شهریور که همون وهوخشتره خودمونه! به معنی شهریاری و فرمانروایی است، نام یکی از ۷ امشاسپندان آیین زرتشت را هم یدک می کشه. در حقیقت شهریور سومین امشاسپندان بوده و در عالم روحانی نماینده سلطنت ایزدی، فر و توانايي خداوند و شهریاری مطلق مزدا اهورا است.

اما ماه آگوست،( یا ماه اوت) (ششمین ماه میلادی سال) به احترام امپراتور آگوست (که اشتباهات در کاربرد و استفاده از تقویم ژولین را اصلاح کرد) گذاشته شد.امپراتور آگوست این اشتباهات را به این صورت تصحیح کرد که بجای 4 سال یکبار, هر 3 سال یکبار سال کبیسه برقرار باشد, نکته ای که کشیشهای رومی متوجه آن نبودند.به همین دلیل بود که یکی از ماههای سال را بخاطر تصحیح این اشتباه بنام آگوست نامگذاری کردند.

و بالاخره، ماه مبارک رمضان، نهمین ماه قمری سال، ماهی که در شرافت و منزلت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید رضائی در چهارشنبه 3 شهریور1389 و ساعت 15:45 |

عطری از غربت کوچه های بنی هاشم

قسمت چهارم و پاياني

برادر که آمد شهید خودش را نشان داد

شهر داراي فضايي تنگ و كم فضاست، شرهاني داراي دشتي وسيع و پر فضاست. در شهر نگاه كردن محدود است، در شرهاني نگاه كردن جايز و بلا اشكال.

در شهر انسان گم مي شود، در شرهاني انسانهاي واقعي پيدا مي شوند.

در شهر انسانهاي زنده اما مرده مي بيني، در شرهاني انسانهاي مرده اما زنده مي بيني.

در شهر ماندن براي رفاه، آمدن به شرهاني براي خدا.

فرق شهر با شرهاني در يك من است، آري شهر جاي عداوت است، شرهاني جاي مروت است...   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی طوقانی در شنبه 30 مرداد1389 و ساعت 15:38 |

پرده اول

پاهایشان سست شده بود . آفتاب سوزناک و برق غنیمت های جنگی عقل از سرشان برده بود . مانده بودند مردّد . از تنگة احد تا میدان راهی نبود . انگار دستی قوی و تنومند می کشاندشان به سمت خودش به سمت دنیا ... آن طرف هم دین بود ، مسئولیت بود ، جهاد بود و پیامبر(ص)  که حالا شایعه شده بود در جنگ به شهادت رسیده .

آخر تنگه را رها کردند . دنیا طلبی کار خودش را کرد .

هرچه پیامبر گفته بود ، در قمار با دنیا باختند . حالا خورشید هم شرم داشت از تابیدن بر سر این جماعت مسلمان که حواسشان زود پرت می شد به دلخوشکنک های کوچک .

بین آن نبرد سخت نظامی ، جنگ نرم دشمن آمده بود وسط میدان و با خوشحالی می رقصید. و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی طوقانی در شنبه 30 مرداد1389 و ساعت 13:19 |

حلول ماه مبارک رمضان را تبریک میگویم . امیدوارم در این روزها در سیر الی الله موفق باشید. اما برای این روزها امیدوارم که بتوانم و خداوند کمک کند تا هر روز گوشه ای از دعاهای یومیه ماه رمضان را نظری بیندازم.

دعای روز اول :اللهم اجعل صیامی فیه صیام الصائمین و قیامی فیه قیام القائمین و .....

در این روز بنده از خداوند خواستار این مورد هست که روزه اش  مانند روزه داران حقیقی و اقامه نمازش را مانند نمازگزاران واقعی قرار دهد.بنده از خدا میخواهد که از خواب غافلان بیدار شود و در این روز جرم و گناهش را ببخشد .

اما در اینجا سئوال پیش میآید که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد رضا نادعلی در پنجشنبه 21 مرداد1389 و ساعت 15:35 |

بسم الله الرحمن الرحیم

در گام چهارم هستیم؛ تنها 7 گام تا اثبات خیلی چیزها برای من و شما، باقیست. با خبر شدیم بعضی هم کلاسی ها مکه مشرف شدند و تعدادی هم در نجف اشرف و کربلای معلا به سر می برن؛ خلاصه اینکه این زمان و این مکانها همه حکم شارژ روحی رو  داره برای طی ادامه مسیر تا قله بلندی و سربلندی! بگذریم

شما باید الان تغییرات رو در خودتون ببینید. اونها رو احساس کنید و با اونها زندگی کنید. اگه این طوریه که مبارک باشه وگرنه باید غصه خورد و زود به مسیر برگشت. همیشه از خودم می پرسم تو این دنیای پر پیچ و خم راهی پیدا می شه تا مستقیم و روشن باشه تا ما رو به سعادت و شادی و آرامش در دنیا و اخرت برسونه! اگه هست کجاست و مرکب سفر چیه؟ یکجمله می خوام بگم که ممکنه سنگین باشه ولی راست کار ماست و بدرد همسفرها می خوره؛ بله: اون جمله اینه: منش یعنی تقدیر!

یعنی چی؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید رضائی در شنبه 9 مرداد1389 و ساعت 9:47 |
تقریبا از امروز تا پایان تابستان ۱۱ هفته باقیست. پس اگر هر هفته را یک گام در نظر بگیریم، سرجمع اگر ۱۱ قدم برداریم میتوانی به اهداف تابستان ۸۹ برسیم.

توصیه: گامهای اول را محکم ولی آهسته بردارید.

برای هر هدف باید برنامه ریزی داشته باشید. یعنی در هر گام باید یک اقدام یا کاری برای نزدیک شدن به آن هدف انجام دهید. به طور مثال:برای تحقق کسب مهارت در ترجمه متون انگلیسی در هر ۱۱ گام باید اقداماتی را انجام دهید. در گام اول، یعنی هفته اول، شناسایی آموزشگاههای تدریس فن ترجمه، تهیه منابع ، گام دوم ؛ثبت نام  در کلاس فن ترجمه+تمرین و...

حالا همه چیز به تعهد شما بستگی دارد. تعهد پایبندی به خواستن اهداف. این جاست که می تونید قدر و اندازه خودتون رو در بیارید. حس اشتیاق سوزان به داشتن اهداف را پیدا کنید و با آن به پیش روید.

+ نوشته شده توسط تیم پیک بشارت در سه شنبه 22 تیر1389 و ساعت 16:2 |

به نام خدا

به درخواست یکی از دوستان،که امر کردند درباره ابیانه به زبان ساده بنویسم؛این هم ابیانه به زبان ساده...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه تبریزی در شنبه 8 خرداد1389 و ساعت 17:34 |

به نام ایزد یکتا

روستای یاقوت

به نام ایزد خاک؛خاک این مقدس عنصر وجود.به کدامین نقطه آن پا گذارم که حکایت از تاریخ نکند؟!و تو را ای پر طنین و خسته به درازای تاریخ،میخواهمت!

و به نام ایزد آب؛آب این رگ حیات ؛چه شکوه و قدرتی ار ان اوست؟آنچنان که صخره ها را می فرساید،و چه شکوهی در اوست آن هنگام که بر دل کویر خرامان جاری میشود و با آواز مسخ کننده اش کویر غم زده را طراوت و شگفتی می بخشد!

و به نام آتش؛آتش که گرمای وجود است.

و به نام وطن؛وطنم که آب و خاکش آتش به دلم می افکند.

و اما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه تبریزی در پنجشنبه 6 خرداد1389 و ساعت 10:59 |